على زمانى قمشه اى
434
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
در بخش دوم المعادلات ، طوسى به بررسى معادلاتى كه ممكن است ريشهء مثبت نداشته باشند ، مىپردازد . اين معادلات عبارتاند از : x 3 G c - ax 2 x 3 G c - bx x 3 G ax 2 G c - bx x 3 G bx G c - ax 2 x 3 G c - ax 2 G bx براى بررسى حالتى كه ريشهء مثبت وجود ندارد ، طوسى هريك از اين معادلات را بهصورت f ( x ) - c مىنويسد ، كه در آن f ( x ) تابعى چندجملهاى از درجهء سوم و c مقدار ثابت معادله است . به اين ترتيب ، بررسى وجود ريشهء مثبت به بررسى نقاط تقاطع تابع y - f ( x ) و تابع ثابت y - c منتهى مىشود . براى اين كار ، طوسى رفتار تابع y - f ( x ) را بررسى مىكند تا مقدار بيشينهء اين تابع را ، كه وى آن را بزرگترين عدد ( العدد الاعظم ) مىنامد به دست آورد . وى نقطهاى به مختصات ( x . , y . ) را كه در آن تابع بيشينه مىشود و نيز مقادير f ( x ) - 0 ، يعنى نقاط برخورد منحنى نمايش تابع را به محور x ، به دست مىآورد . با اين كار حدود ريشهء معادلهء اصلى معلوم مىشود ( ريشهء معادلهء f ( x ) - c بين ريشههاى معادلهء f ( x ) - 0 است ) . براى پيدا كردن مقدار بيشينهء f ( x ) ، طوسى معادلهء f ' ( x ) - 0 را حل مىكند كه در آن f ' ( x ) مشتق f ( x ) است ( طوسى توضيح نمىدهد كه از چه طريقى به معادلهء مشتق رسيده است ) . مثلا در مورد معادلهء x 3 G c - ax 2 f ( x ) - ax 3 - x 2 و f ' ( x ) - 2 ax - 3 x 2 . ريشههاى معادلهء اخير عبارتاند از صفر